|
عشق
|
||
|
از عشق تا عشق |
اولین روز دبستان بازگرد
کودکیها شاد و خندان بازگرد
بازگرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیبا ترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد چاپلوس
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبرا می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشتدوشمان از حلقه هایش درد داش
1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست
۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
تصاویری از یک زن و شوهر کاملا خوشبخت......منبع:www.takbarg.ir
بقیه اس در ادامه مطلبه حتما ببینید و عبرت بگیرید

که همچنان که ترا می بوسند برایت طناب دار می بافند....
ادم هایی که صادقانه دروغ می گوییند و عاشقانه خیانت می کنند...
کاش دل ها نا قدری پاک بود که برای بیان د.ستت دارم نیازی بهقسم خوردن نبود
سلام امروز یک اهنگ از گلشیفته فراهانی بارتون گذاشنم....امید وارم راضی باشید.....

برای دانلود لینک زیر کپی کنید و بر روی لینک ادرس پیست کنید.....ببخشید به این صورت گذاشتم
http://allstar1992.persiangig.com/mp3/Golshifteh%20Farahani%20-%20Shahzadeye%20Gheseye%20Man-allstar.blogfa.com-1389.mp3

در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن ای مرگ
منبع:تا ابد برایم بمان_..سمانه
بر سنگ قبر من بنویسید : كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود ...!


امروز براتون یک سری جک اوردم...می دونم الان داری میگی که موضوع وبلاگ من عشق هستش اما جک گذاشتم......راستش فکر کردم زیاد از عشق و عاشقی و غم گذاشتم مطالب داره یک کم خشک میشه ...می دونم هرچی از عشق حرف زد و مطلب گذاشت کمه اما این جک ها برا زنگ تفریح بد نیست....
اگر راجع به این موضوع انتقاد و یا سخنی هست تو نظرات بگید یا از طریق یاهو برام اف بذارید
در ضمن من در این جک ها قصد مسخره کردن کسی رو نداشتم اگر به کسی بر خورد یا باعث ناراحتی کسی شدم من رو ببخشید

تو ادامه مطلبه ...بخونید....درجه یک و غیر تکراری...تازه تازه....
پیشنهادات و انتقادات فراموش نشه
من با تو هرگز
سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم
سلام ای خنجر حرفای مردم
سلام ای آشنا با رنگ خونم
سلام ای دشمن زیبای جونم
بازم نامه می دم با سطر قرمز
آخه این بار شده من با تو هرگز
نمی خوام حالتو حتی بدونم
تعجب می کنی آره همونم
همونی که زمونی قلبشو باخت
همون که از تو یک بت ، یک خدا ساخت
همونی که برات هر لحظه می مرد
که ذکر نامتو بی جون نمی برد
همونم که می گفتم نازنینم
بمیرم اما اشکاتو نبینم
همون که دست تو ، مهر لباش بود
اگه زانو نمی زد غم باهاش بود
حالا آروم نشستم روی زانوم
ولی دیگه گذشت اون حرفا ، خانوم
تعجب می کنی آره عجیبه
می خوام دور شم ازت خیلی غریبه
خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟
با این نامردیات بازم باهاتم ؟
برات کافی نبود حتی جوونیم
تموم شد آره گم شد مهربونیم
دیگه هر چی کشیدم بسه دختر
نمی بینیم همو این خوبه ، بهتره
دیگه بسه برام هر چی کشیدم
فریبی بود که من از تو ندیدم ؟
دروغی هست نگفته مونده باشه ؟
کسی هست تو خیال تو نباشه ؟
عجب حتی دریغ از یک محبت
دریغ از یک سر سوزن صداقت
دریغ از یک نگاه عاشقونه
دریغ از یک سلام بی بهونه
نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست
اگر چه این چیزا درد شما نیست
گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟
چیه توهین به ذات محترم شد ؟
دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ
که عشق ما رسید به سد هرگز
چقدر سخته خرد شدن ذره ذره غرورتو به چشم ببینی...ببینی که چه جوری داره لهت میکنه عشقش
.
.
.
.
داستان عشق
در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی
احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان
کردند.
اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزس از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت
تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت با کشتی یا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک
خواست.
“ثروت، مرا هم با خود می بری؟”
ثروت جواب داد:
“نه نمی توانم. مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست. من هیچ جایی برای تو ندارم.”
عشق تصمیم گرفت که از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
“غرور لطفاً به من کمک کن.”
“نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی.”
پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.
“غم لطفاً مرا با خود ببر.”
“آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم.”
شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غدق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
ناگهان صدایی شنید:
” بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم.”
صدای یک بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند
ناجی به راه خود رفت.
عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید:
” چه کسی به من کمک کرد؟”
دانش جواب داد: “او زمان بود.”
“زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟”
دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد که:
“چون تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند.”
و این است عشق واقعی. عشقی زیبا
حتما" بخونیدش توی ادامه مطلب..
نظر هم یادتون نره

حتما" برید ببینید.............
این عکس .......خففففففففففنننننننننننننننننننننننننن........... دختری که تو مترو نام ایستگاه ها رو میگه .....
تو ادامه مطلبه ........اصلا" از دستش نده.........
نظر یادت نره هااااااااااااا............
نمی دونم تا حالا چیزی در مورد اخراجی های 3 شنیدید یا نه ولی من در موردش تحقیق کردم . اگه دوست دارید بدونی به ادامه مطلب رجوع کنید.

تولد امام سجاد رو به هم تبریک میگم. امیدوارم این امام بزرگوار لطفی در حد عاشق ها بکنن رو باعث رسیدن عاشق ها به معشوق هاشون برسن . از ما که گذشت این دعا واسه شما بود:

در ادامه مطلب قسمتی از زندگی نامه این امام بزرگوار را بخوانید
آن کس که علی را خدا می داند
کفرش به کنار عجب خدایی دارد

متن اهنگ(اینو زدم تا بدونی) مجید خراط ها:
اينو زدم تا بدوني موقع رفتنت نبود خدا نگه دارت باشه گر چه دلم راضي نبود
حق نداري كه بگذري از حرف من به سادگي زدم كه يادت بمونه هر جا ميري بايد بگي
اينو زدم اما دلم كه از تو دل نميكنه واي بميرم رو صورتت جاي انگشتاي منه گريه نكن عزيز من الهي دستام
بشكنه اما بدون هر جا بري خاطرهات مال منه برو ولي بدو كه من ميمونو توي حسرتت اره الهي بشكنه دستي
كه خورد به صورتت قربون گريه هات برم رفتنتم به دل نشست بايد پياده شيم گلم قايقمون به گل نشست اينو
بدون فدات بشم تو بدترين وضعيتم اينو زدم تا بوني از دست تو ناراحتم تصميمتو عوض نكن اگه ميخواي بري برو
درسته كه زدم ولي خيلي دوست دارم تورو الهي قربونت برم خيلي برام بودي عزيز از پيش من برو ولي
خاطراهامو دور نريز از پيش من برو خاطراه هامو دور نريز اينو زدماما دلم كه از تو دل نمي كنه واي بميرم رو
صورتت جاي انگشتاي منه گريه نكن عزيز من الهي دستم بشكنه اما بدون هر جا بري خاطره هات مال منه
اگر چه خيلي داغونه هرمتي داره اين خونه زدم كه جاي حلقمون رو صورتت خونه كنه الهي قربونت برم اشكات
اتيشم ميزنه اخ روي ماهشو ببين الهي دستم بشكنه
|
|